الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

318

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

مركبهاى افتخار بودند ؛ گروهى سلاطين و گروهى رعايا . ( آرى ! ) آنها همه درون قبرها خزيده‌اند و زمين در آنجا بر آنها مسلّط شد ؛ از گوشتهايشان خورد و از خونهايشان نوشيد . در حفره‌هاى گور خويش به صورت جمادى درآمده‌اند كه هرگز نموّى ندارند و ناپيدايانى كه اميد يافت شدنشان نيست . حوادث هراس‌انگيز هرگز آنها را در وحشت فرونمىبرد و دگرگونى حالات ، آنان را اندوهگين نمىسازد . به زلزله‌ها و لرزه‌ها اعتنايى ندارند و به صداهاى وحشتناك گوش فرانمىدهند . غايبانى هستند كه انتظار بازگشتشان نيست و شاهدانى كه هرگز حضور ندارند . آنها جمع بودند و پراكنده شدند و با يكديگر الفت داشتند و جدا گشتند . اگر اخبارشان به دست فراموشى سپرده شده و خانه‌هايشان در سكوت فرورفته ، بر اثر طول زمان و دورى از محل سكونت نيست ، بلكه جامى به آنها نوشانده شده كه به جاى سخن گفتن گنگ بودن و به جاى شنوايى كر شدن را به آنها داده و حركاتشان به سكون مبدّل شده است و در نگاه اوّل گمان مىبرى كه همگى افتاده‌اند و به خواب فرورفته‌اند ( امّا چنين نيست ) . آنان همسايگانى هستند كه با يكديگر انس نمىگيرند و دوستانى كه به ديدار هم نمىروند . رشته‌هاى شناسايى در ميان آنها كهنه شده و اسباب برادرى ، قطع گرديده است . با اينكه همه جمع‌اند ولى تنهايند ! و با اينكه دوستند از يكديگر دورند ! نه براى شب صبحگاهى مىشناسند و نه براى روز ، شامگاهى . ( آرى ! ) شب يا روزى كه رخت سفر مرگ در آن بسته و از آن كوچ كرده‌اند براى آنها جاودان خواهد بود . آنها خطرات آن جهان را وحشتناك‌تر از آنچه مىترسيدند يافتند و آيات و نشانه‌هاى ( پاداش و ثواب ) را بزرگترين از آنچه مىپنداشتند ، مشاهده كردند و براى وصول به هريك از اين دو نتيجهء نهايى ( بهشت يا دوزخ ) تا رسيدن به قرارگاهشان مهلت داده شدند و عالمى از بيم و اميد براى آنها فراهم ساخته كه اگر قادر بر سخن گفتن بودند از وصف آنچه در آنجا ( از عذاب الهى ) مشاهده كرده‌اند يا ( از نعمتهاى عظيم خداوند ) ديده‌اند عاجز مىماندند .